تبليغاتX
... شب هاي شعر شاعر شنيدني است

www.bad-badak-baz.blogfa.com

+ نوشته شده در شنبه 21 دی1387ساعت 3:9 AM توسط سید محمد باقر موسوی

 

بسمه تعالي

رسيده ايم من و نوبتم به آخر خط / نگاه دار جوان ها بگو سوار شوند ...


بدرودحلالم كنيد و گر نه حرامم كرده ايد !

-----------------------------------

بيست و چهارم آذر هزار و سيصد و هشتاد و چهار

 با شب هاي شعر شاعر آمدم ،

 بيست و چهارم آذر هزار و سيصد و هشتاد و هفت

 بي شب هاي شعر شاعر رفتم!

شايد با اسمي ديگر و رسمي ديگر … 

 

سيد محمد باقر موسوي

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه 24 آذر1387ساعت 5:12 PM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالي
هيچ وقت فكر نمي كردم يك روزي به اين وضعيت دچار بشم !


چقدر تلخ است ...

نزديك دور ، دور نزديك ...
-------------

چقدر تلخ است !
آن را که نزدیک ترین به خود می پنداری
دورترین به تو باشد
و تلخ تر از آن
این که
خود را که نزدیک ترین به او می پنداشتی
دورترین به خود پندارد !

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 آذر1387ساعت 3:13 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالي
ميان بارش باران كه اشك پنهان است / فريب دادن مردم چقدر آسان است !


13/9/87- سيد محمد باقر موسوي - بارانهيچكس، هيچ چيز، هيچ وقت ...
----------------------
واي
باران باران !
شيشه پنجره را باران شست
از دل من اما
چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت 0:47 AM توسط سید محمد باقر موسوی |

بسمه تعالي
همه مسائل ( مشكلات ، بدبختي ، بيچارگي ، آوارگي ، درماندگي ... ) بشر از زماني آغاز شد كه زبان اختراع شد و انسان ها ملزم شدند كه با هم صحبت كنند !


 

قد تموم ستاره ها !

-----------------

هرگز نخواستم كه بگويم تو را چه قدر

عاشق شدم ؟ چه وقت ؟ چگونه ؟ چرا ؟ چه قدر ؟

 

ادمي كه قلبش گرفته و سرش گيج ميره !هرگز نخواستم كه بگويم نگاه تو

از ابتداي ساده اين ماجرا چه قدر

 

من را شكست،‌ساخت، شكست و دوباره ساخت

من را چرا شكست ؟ چرا ساخت ؟ يا چه قدر ... ؟

 

هرگز نخواستم به تو عادت كنم ولي

عادت نبود حسي از آن ابتدا ، چه قدر

 

مانند پيچكي كه بپيچد به روح من

ريشه دواند و سبز شد و ماند تا ... چه قدر

 

تقدير را به نفع تو تغيير مي دهند

اينجا فرشته ها كه بداني خدا چه قدر

 

خوبست با تو با همه بي وفائيت

قلبم گرفته است،‌ نپرس از كجا ؟ چه قدر ؟

 

قلبم گرفته است ، سرم گيج مي رود

هرگز نخواستم كه بداني تو را چه قدر...

 

نغمه مستشار نظامي

 

+ نوشته شده در شنبه 9 آذر1387ساعت 1:40 AM توسط سید محمد باقر موسوی |